این مدل جدید در اصل همان MG 4 EV است اما حتی ارزانتر — پس تلهاش کجاست؟
موفقیت چشمگیر MG 4 EV بر پایه ارزش خرید بالا بنا شده بود، به همین دلیل نسخه اقتصادی جدید آن — یعنی MG 4 EV Urban که اینجا بررسی شده — باید رقبا را نگران کند.
Urban در اصل یک جایگزین بودجهای برای 4 است؛ اندازهای مشابه دارد اما روی پلتفرمی متفاوت مهندسی شده تا ارزانتر باشد، به طوری که MG بتواند در کلاس جدید و رو به رشد خودروهای برقی چشمگیر با قیمت کمی بیش از ۲۰ هزار پوند رقابت کند.
قیمت آن از ۲۳٬۴۹۵ پوند شروع میشود، یعنی ۶۵۰۰ پوند ارزانتر از مدل 4 اصلی. اگر مشخصات را دقیق بررسی کنید خواهید دید با وجود این، Urban در واقع بزرگتر از آن است: فاصله محوری طولانیتر و روی کاغذ فضای صندوق بار بسیار بیشتر. بله، این وضعیت عجیبی است اما اگر MG باشید میتواند یک حرکت زیرکانه باشد.
MG چطور ظاهراً «بیشتر با قیمت کمتر» ارائه میدهد؟ کمی بعد به آن میرسیم، اما دلیلش این است که با وجود نام مشابه، Urban از نظر معماری و سختافزار تا حد زیادی با 4 بیارتباط است و زیر پوسته بسیار سادهتر ساخته شده.
مهمترین رقبای این خودرو BYD Dolphin، Citroën ë-C3، Hyundai Inster و رنو 5 کاریزماتیک هستند — خودروهایی با قیمت شروع تقریباً مشابه و همانهایی که باعث شدند MG دامنه مدل 4 را به سمت پایین گسترش دهد. اینکه Urban میتواند بهویژه برای خودروی فرانسوی رقیب جدی محسوب شود یا نه، اکنون بررسی میکنیم.
طراحی و استایل
نکات مثبت
وزن کم نسبت به ابعاد سگمنت C
طراحی الهامگرفته از Cyberster در واقعیت هماهنگ است، هرچند کمی کسلکننده
دیفرانسیل جلو باعث بیشینه شدن فضای کابین و صندوق شده
نکات منفی
گزینههای باتری برای این اندازه خودرو کوچک هستند
شارژ سریع فقط تا ۸۷ کیلووات محدود است
پس 4 Urban ساخت نانجینگ، پیشنهادی متفاوت نسبت به 4 موجود است. مهمتر از همه، این خودرو فقط دیفرانسیل جلو است و روی پلتفرم جدید E3 شرکت مادر MG یعنی SAIC ساخته شده. همچنین باتریهای کوچکتری دارد: ۴۲.۸ کیلوواتساعت (۴۱.۹ قابل استفاده) یا ۵۳.۹ کیلوواتساعت (۵۲.۸ کیلوواتساعت)، در حالی که مدل 4 فعلی از ۶۴ کیلوواتساعت شروع میشود و در نسخه Extended Range به ۷۷ کیلوواتساعت میرسد.
این یعنی برد اعلامی حداکثر ۲۵۸ مایل، اما مدل پایه Comfort Standard Range — همان با قیمت جذاب — فقط ۲۰۱ مایل پیمایش دارد.
این باتریها از شیمی لیتیوم-آهن-فسفات استفاده میکنند و برای رانندگی شهری توقف-حرکت بهینه شدهاند. اندازه کوچکتر آنها و همچنین استفاده از محور عقب تورشنبیم بهجای سیستم مستقل راحتتر در مدل 4، بخشی از دلیل قیمت بسیار پایینتر خودرو است.
در مورد باتری، نکته جالب این است که Urban از ساختار cell-to-body استفاده میکند؛ یعنی قاب باتری بخشی از سازه کف خودروست، نه اینکه صرفاً به شاسی پیچ شود مانند مدل 4. همین یکی از دلایلی است که نسخه باتری بزرگتر با وزن ۱۵۲۰ کیلوگرم بسیار سبکتر از 4 معمولی است — اختلاف ۲۴۵ کیلوگرم در خودروهایی با تنها حدود ۱۰ کیلوواتساعت تفاوت ظرفیت.
نیرو توسط موتور سنکرون جلو تأمین میشود که بسته به باتری ۱۴۸ یا ۱۵۸ اسببخار قدرت دارد. هر دو رقم رقابتی هستند — اما با توجه به مهندسی اقتصادی پلتفرم E3 انتظار نسخه چهارچرخ محرک مانند مدل XPower 429 اسبی را نداشته باشید.
از نظر طراحی بیرونی، Urban واضحاً از خودرو اسپرت Cyberster الهام گرفته اما حتی با رینگهای ۱۷ اینچی هم کمی کمچرخ به نظر میرسد.
کابین Urban نسبت به استاندارد خودروهای برقی این قیمت بسیار جادار است؛ داشبورد عریض و کنسول مرکزی بلند حس یک خودروی بالغ را میدهد. پنجرههای کوچک اضافی جلو فضا را بازتر نشان میدهند، اما ستونهای C ضخیم و شیشه عقب کوتاه دید عقب را ضعیفتر کرده و ردیف عقب را کمی تاریک جلوه میدهد.
در واقع ردیف عقب خیلی روشنتر از چیزی است که به نظر میرسد. فضای زانو بسیار سخاوتمندانه است — چیزی که اکثر رقبا ارائه نمیدهند — و کف کاملاً تخت است بدون اینکه بلند به نظر برسد. این احتمالاً یکی از مهمترین نقاط فروش خودرو خواهد بود.
در صندوق هم داستان مشابه است. ابتدا کف تخت خیلی بلند به نظر میرسد (هرچند برای سر دادن بار مفید است چون تقریباً همسطح لبه است)، اما باز میشود و حفرهای تقریباً ۱۰۰ لیتری را نشان میدهد.
فضاهای نگهداری دیگر هم خوباند: جیبها و محفظههای زیاد، و به دلیل قرارگیری دسته دنده روی ستون فرمان، کنسول مرکزی فضای آزاد بیشتری دارد (خود فرمان هم تنظیمپذیری مناسبی دارد).
خودروی آزمایشی ما Premium Long Range لوکسترین نسخه Urban است: فرمان چرم مصنوعی، صندلیهای برقی جلو و نورپردازی داخلی. پلاستیک خشکی روی بالای داشبورد، رودریها و کنارههای کنسول وجود دارد، اما نقاط لمس اصلی و کلیدها حس استحکام خوبی دارند و روکش فلزی حس ارزانی نمیدهد.
برای خودرویی که تا این حد با هدف کاهش هزینه ساخته شده، انتظار بیشتری نمیتوان داشت — البته هنوز نسخه پایه را تجربه نکردهایم.
پنل کنترل زیر نمایشگر ۱۲.۸ اینچی هم خوشایند است: دکمههای گرد برای صدا و تهویه و کلیدهای راکری برای HVAC. استفاده از آنها کاملاً شهودی است، مثل منوها و فرمانهای صفحهنمایش.
و اگر دنبال پورتهای USB-C میگردید، داخل محفظه بزرگ ذخیرهسازی لایه پایینی کنسول مرکزی قرار دارند (یک پورت سوم هم برای ردیف عقب وجود دارد).
جای تعجب ندارد که Urban خودروی سریعی نیست؛ صرفنظر از نسخهای که انتخاب کنید حدود ۹.۵ ثانیه طول میکشد تا به سرعت ۶۲ مایلبرساعت (۱۰۰ کیلومتر بر ساعت) برسد. نسخههای پرشتابتر رنو ۵ این کار را در کمتر از هشت ثانیه انجام میدهند و انتظار میرود کوپرا راوال آینده هم سریعتر باشد.
با این حال طبق استانداردهای کلاس خود کند محسوب نمیشود و برای رانندگی روزمره کاملاً کافی است و حتی برای سبقتهای گاهبهگاه هم جواب میدهد.
خودروی آزمایشی Premium Long Range ما — نسخه کمی قویتر با ۱۵۸ اسببخار و تایرهای بزرگتر — به فرمان گاز واکنش سریع و تمیزی نشان داد و در کل رفتار غیرمنتظرهای نداشت.
MG قبلاً نشان داده که میتواند سیستمهای محرکه برقی خود را برای استفاده واقعی بهخوبی تنظیم کند و اینجا هم همینطور است.
در مورد ترمزگیری چند گزینه دارید. متأسفانه حالت خلاص واقعی وجود ندارد، اما سبکترین سطح از چهار حالت ترمز احیاکننده (سه سطح شدت مختلف بهعلاوه یک حالت «تطبیقی») بسیار ملایم است و برای کسانی که دوست دارند از حرکت آزاد خودرو استفاده کنند کافی خواهد بود. Urban همچنین حالت رانندگی تکپداله جداگانه دارد که فقط از طریق صفحهنمایش فعال میشود و خودرو را نسبتاً سریع متوقف میکند.
فرمان Urban از آنچه از یک مدل اقتصادی انتظار دارید پرداخت و دقت بیشتری دارد. خوشمان آمد که حرکت آن در سمت سبک طیف قرار دارد (در هرکدام از سه تنظیم وزن) و نسبت فرمان خارج از مرکز تیز و سریع است؛ ویژگیای که Urban را کمی از بسیاری رقبا متمایز میکند — خودروهایی که پاسخ کندشان رانندگی را خستهکننده میکند.
تعادل هندلینگ نیز دقیقاً به اندازه لازم برای چنین خودرویی خوب است؛ با خنثی بودن مناسب، حتی با وجود اینکه بیشتر اجزای قوای محرکه در جلو و جلوتر از محور قرار دارند.
چسبندگی هم مناسب است و اگر گاز را کامل فشار دهید کشش کافی دارد. البته Urban وقار و لذت رانندگی مدل دیفرانسیل عقب 4 را ندارد — مدلی که واقعاً میتواند راننده را سرگرم کند.
جایی که Urban کمی مشکل پیدا میکند کیفیت سواری است. شاید نسخهای با تایر ۱۶ اینچی بهتر عمل کند، اما خشکی ذاتی و حساسیت به سطوح ناهموار — که در بریتانیا بسیار رایجاند — بیشتر بنیادی به نظر میرسد و به خود پلتفرم E3 مربوط است. قطعاً رنو ۵ بهتر سرنشینان را از آسفالتهای فرسوده و درزهای جاده جدا میکند.
Urban در بزرگراه هم نسبتاً پرصداست، اما شاید ابعاد بزرگ سگمنت C آن باعث میشود ناخودآگاه انتظار آرامش بیشتری داشته باشید — چیزی که در بازه قیمتی پایین تا میانه ۲۰ هزار پوند کاملاً قابل دستیابی نیست.
منبع مقاله: autocar.co.uk
تیم ترجمه و نگارش دل افکار
